loading...

خرید روغن سوخته در هر مقدار و به صورت بشکه ای

خرید روغن سوخته در هر مقدار و به صورت بشکه ای

بازدید : 161
شنبه 5 مهر 1399 زمان : 18:05

چگونه مشتریان خود را تبدیل به حامیان اصلی برند و محصول خود کنیم به طوری که مشتریان به صورت خود جوش برای خدمات ما تبلیغات کنند؟

به گزارش آلامتو و به نقل از بیزینس ترند؛ اگر می­‌خواهید در دنیای امروز یک برند بسازید، نمی­‌توانید از شیوه‌های بازاریابی گذشته پیروی نمایید. شرکت­‌ها قبلاً کنترل کلی بر چگونگی دریافت پیام­‌های تبلیغاتی خود بوسیله عموم مردم را داشتند، اما در عصر شفافیت بالا و توانمندسازی مصرف­‌کنندگان از طریق رسانه‌های اجتماعی، کسب‌و‌کارهای مدرن می‌دانند که اصالت و درگیر کردن، اولویت‌های درجه اول هستند.

برای پاسخگویی به این اولویت­‌ها، برندهای بسیاری محتوای تولید شده توسط کاربران (User Generated Content, UGC) را در استراتژی‌های بازاریابی خود ترکیب نموده‌اند. با توییت نمودن مجدد پست‌های دنبال­‌کنندگان، اجرای مسابقات عکس و ویدئو یا تشویق مصرف‌کنندگان برای به اشتراک‌گذاری تجربیاتشان در مورد برند، شرکت می‌­تواند از این محتوای عالی بهره ببرد، زمانی‌­که این موارد در جهت درست استفاده شود، می­‌تواند تصویر مثبت‌تر و واقعی‌تری از برند نسبت به تصویری که هر کمپین داخلی ایجاد می­‌کند ترسیم نماید.

آپو گوپتا، مدیرعامل کورالیت، پلتفرم بازاریابی رسانه­‌های اجتماعی تصویری، می‌گوید: «باهوش‌­ترین برندهای امروزی مصرف‌کنندگان خود را به عنوان همکاران سازنده در نظر می­‌گیرند. آن‌ها به طور فعال مشتریان را برای به اشتراک گذاشتن تجربیات برند محور خود تشویق می‌­کنند و آن تجربیات را بوسیله­‌ی آمیختن در ابتکار­های بازاریابی خودشان تقویت می­‌کنند.»

به طور مشابه، جو هولاند، بنیان‌گذار و مدیرعامل ویدئو بلاک می­‌گوید شرکت‌­هایی با بهترین تلاش‌های بازاریابی شرکت­‌هایی هستند که به مشتریان اجازه می­‌دهند تا داستان برند آن­‌ها را تعریف کنند.

وی در «Business News Daily» بیان کرده است: «میزان محتوای در حال توزیع در شبکه‌های اجتماعی روزانه رو به افزایش است. این یک فرصت بزرگ است تا از پایگاه مشتریانتان بهره ببرید، بسیاری از آن‌­ها پیش از این محتوا را به اشتراک گذاشته و ایجاد نموده‌­اند و در صورتی‌­که آن­‌ها بخواهند داستان برند شما را تعریف کنند این محتوا را دارا هستند.»

اشتراک‌گذاری و پاسخ به نظرات و توییت‌های مشتریان در مورد کسب‌وکار شما در کانال­‌های اجتماعی روش‌های بسیار عالی هستند تا بر محتوای تولید شده توسط کاربران سرمایه گذاری کنید، اما مشتریان امروزی تمایل دارند تا به رسانه‌های تصویری بهترین پاسخ را دهند. این همان دلیلی است که برای برندها داشتن حضوری قوی در شبکه­‌هایی مانند اینستاگرام، پینترست، تامبلر و یوتیوب بسیار مهم است.

جاستین گراتی، مدیر شرکت تایگرلاجیک که مالک پستانو، پلتفرم بازاریابی تصویری است می‌گوید: «بازاریابی اجتماعی همان گونه که رو به جلو می‌رویم بیشتر تصویر محور می‌­شود. تعداد افرادی که از برنامه‌های کاربردی تصویری و ویدئویی استفاده می‌کنند رو به رشد است. این برنامه­‌ها فقط در مورد این نیست که بگوییم در سالن ورزشی هستم بلکه در شبکه­‌هایی مانند توییتر یا فیس‌بوک شامل یک عکس نیز می­‌شود.»

استفاده و بکارگیری محتوای تصویری تولید شده توسط کاربران می­‌تواند ترقی بزرگی برای برند شما باشد، اما تنها در صورتی­ که از آن به درستی استفاده نمایید. در اینجا به چند تاکتیک متفاوت که می­‌توانید امتحان کنید، و بهترین روش ها برای اجرای آن‌ها اشاره شده است.

تعامل با محصول:

یکی از ساده‌ترین و مؤثرترین نوع از محتوای تولید شده توسط کاربران، تشویق مشتریان برای گرفتن عکس­‌ها و ویدئو­هایی است که آن­ها را در حال استفاده از محصول شما نشان می‌دهند و دنبال کردن آن­‌ها از طریق اشاره مستقیم و یا تعیین هشتگ است.

برای مثال، فروشگاه لباس وِت سیل برای پیدا کردن و اشتراک گذاشتن عکس­‌هایی از مشتریان که لباس­‌هایی با برند وت سیل را پوشیده‌­اند از هشتگ #WSonME استفاده می‌­کند.

گوپتا خاطر نشان می‌کند که شما نیز می‌توانید مشتریان محلی را با درخواست از آن‌ها برای عکس‌برداری در فروشگاهتان در این کار درگیر کنید. اگر آن‌ها موافقت کردند، اقدامشان را با لایک کردن عکس‌هایشان، گذاشتن نظرات دوستانه و اجازه گرفتن برای به اشتراک‌گذاری محتواهایشان بر روی شبکه­‌های اجتماعی خودتان مورد تقدیر قرار دهید. برای شیرین کردن این توافق، می‌توانید با اعطای یک کوپن خرید یا تخفیف در فروشگاه سنگ تمام بگذارید.

یکپارچه‌سازی محصول:

اگر عکس­‌های تعامل با محصول معادل تبلیغات «فروش سخت» (hard selling) هستند، یکپارچه‌سازی محصول «فروش نرم» (soft sell) است. این محتوا نشان می‌­دهد که چگونه محصول شما متناسب با بافتار گسترده‌تر زندگی مصرف­‌کنندگان است. این رویکردی به‌مراتب ظریف‌انگارانه‌تر است، اما می‌تواند به اندازه یا حتی بیشتر نوع قبلی محتوای تولید شده توسط کاربران اثربخش باشد.

گراتی در «Business News Daily» بیان کرده است: «شبکه‌های اجتماعی به طرفداران اجازه می‌دهند تا ارتباط خود را با برندها نشان دهند.» در عکسی از دویدن صبحگاهی خود، می­‌توانید اشاره‌­ای به کفش­‌هایی داشته باشید که به پا دارید. شما می­‌توانید در مورد گروهی که برای دیدن اجرای آن­‌ها به کنسرت رفتید و آهنگ مورد علاقه‌تان را اجرا نمودند توییت کنید. در هر زمان که شما با برندی رابطه دارید می­توانید تحسین خود را در مورد آن‌ها به اشتراک بگذارید.»

گراتی خاطر نشان نمود که این نوع از پست‌ها بطور خاصی تأثیرگذارند زیرا آن‌ها تجربه‌ای را از یک شیوه‌ی شخصی و متفکرانه بیان می‌­کنند.

گراتی می­‌گوید: «برندها از طرفداران می­‌خواهند تا فراتر از یک اشاره­‌ی ساده رفته و خلاق‌تر باشند. به آن‌ها این بهانه را می‌­دهد تا چیزی را به تایم‌لاین خود اضافه کنند که در میان دوستان خود باعث برانگیختن علاقه خواهد شد.»

مسابقات:

برای این‌که به مشتریان خود این شانس را بدهید تا جایی که ممکن است خلاق باشند، میزبانی رقابت عکس و فیلمی را در نظر بگیرید که در آن از دنبال‌کنندگان می‌خواهید تا محتوای ویژه‌ای را برای شما ایجاد کنند. این امر به آن‌ها اجازه می‌­دهد تا بخشی فعال و مستقیم از استراتژی برندسازی شما باشند، و این را حس کنند که صدای آن­‌ها بوسیله شرکت شما شنیده شده است.

یکی از بارزترین مثال­‌ها، کمپین «Crash the Superbowl» دوریتوز است، یک مسابقه­‌ی سالانه که در آن یک جایزه‌ی نقدی و امکان پخش در طول سوپر بول به بهترین تبلیغ ساخته شده از سوی طرفداران اعطا می‌شود.

هولاند که شرکتش در این مسابقه‌ی سالانه شرکت دارد، می­‌گوید: «با انجام این کار، شما بهترین مشتریان خود را توانمند می­‌سازید تا حامی برند شما باشند. این کار قدرتمندتر از تبلیغات سنتی است و زمانی که آن را به درستی انجام می‌­دهید دشوار نیست.»

گوپتا خاطر نشان کرد مسئله این نیست که شما کدام یک از استراتژی­‌های محتوای تولید شده توسط کاربران را بکار می‌برید. مهم تداوم تعامل طولانی مدت مشتریان بعد از این‌که کمپین به پایان می­‌رسد است. وی عقیده داشت که هدف نهایی تشویق به یک تغییر است؛ از مصرف‌کننده به طرفدار حقیقی.

گراتی این طور گفته است که: «یک طرفدار به احتمال بیشتریبا برند به عنوان بخشی از هویت خود ارتباط برقرار می­‌کند.»

بازدید : 137
شنبه 5 مهر 1399 زمان : 18:04

منفی‌گرایی بیشتر به بدتر کردن اوضاع و شرایط شهرت دارد. زمانی که مردم ناامید هستند آنها بیشتر تمایل به تمرکز بر روی چیزهای کوچک دارند که باعث می‌شود حساس‌تر از حد معمول به نظر برسند. اما با توجه به تحقیقات روانشناسی امروزه برخی از انواع تفکر منفی می‌تواند در محل کار مفید واقع شود.

کارکنان مضطرب بیشتر در مورد جزئیات متمرکز هستند و منفی‌گرایی آنها کمک می کند که آنها در هنگام تصمیم گیری‌های دشوار بهتر از بقیه هر دو طرف موضوع را در نظر بگیرند.

در اینجا سه دلیل که چرا منفی‌گرایی می تواند یک چیز قدرتمند باشد و چگونه این راهکار می‌تواند مفید واقع شود آمده است.


توجه به جزئیات

بیشتر شدن حالات و اخلاق بد باعث تبدیل شدن به انسانی جزئیات گرا می‌شود. شما می‌خواهید همه‌چیز در اطرافتان بسیار هماهنگ باشد و به احتمال زیاد این آن چیزی نیست که واقعاً میخواهید.

وقتی که احساس ناراحتی می‌کنید دقت شدید بر سر جزئیات به مراتب کمتر از آنچه که باید دشوار بباشد به نظرخواهد رسید.

دلیل آن این است که منفی‌گرایی مردم را بیشتر کوته‌فکر می‌کند که باعث می‌شود آنها در چیزهایی که به طور معمول نادیده می‌گیرند _ از حرکات بی معنی و غیر ارادی اندامهای شریک زندگی خود تا اندازه گیری حفره‌های روی دیوار به موشکافی بپردازند. که این توجه زیاد به جزئیات باعث دید و شناخت بهتری نسبت به موضوعات مختلف می‌شود.


دفاع هوشمندانه‌تر

کسانی که همیشه مستعد به تصور کردن بدترین حالت هستند اغلب انگیزه بیشتر همراه با استراتژی مناسب به منظور اجتناب از آنها را دارند.

در محل کار استراتژی دفاع هوشمندانه‌تر می‌تواند برای کسب و کار کمک کننده باشد و در دراز مدت موفقیت‌های بیشتری را به ارمغان آورد. رهبری که نقاط ضعف خود را می‌داند معمولا بهتر قادر است که برای مشکلات مختلف راهکارهای مناسب ارائه دهد و باعث پیشرفت در کار خود شود.

همچنین بخانید: روانشناسی مثبت گرا چیست؟

بهترسازی اوضاع

گاهی اوقات داشتن احساس بد منجر به گرفتن تصمیم‌های هوشمند می‌شود. افراد مضطرب زمانی که به دیگر همکاران برای نظراتشان اعتراض می‌کنند و نظرات و دیدگاه‌های خود را می‌گویند می‌توانند از برخی از احساسات بد یا آنچه که محققان آن را اینگونه توصیف می‌کنند “پریشانی، تحریک پذیری، خستگی، تنش، ناراحتی و خصومت” خود بهره ببرند.

افراد بدبین و منفی‌گرا می‌دانند که چه چیزی در تفکر آن‌ها اشتباه است و آنها به خود یا دیگران اعتماد ندارند، به طوری که آنها هنگامی که به دنبال اطلاعات عینی هستند سوالات و دیدگاهایی اساسی مطرح می‌کنند.

این موضوع به ویژه در محیط‌هایی که در آن همه همکاری فوق العاده‌ای با یکدیگر دارند و همه واقعا برای موفقیت سخت تلاش می‌کنند مفید است.

البته لازم به ذکر است که منفی گرایی در هر شرایطی کارساز نیست و ممکن است حتی کارهای شما را به هم بریزد پس سعی کنید در انجام کارهای خود حد اعتدال را رعایت کنید.

بازدید : 161
شنبه 5 مهر 1399 زمان : 18:04

این تصور که بانکداران، حقوق‌دانان و بازرگانان بیشترین درآمدهای جهان را دارند در سال‌های آینده تغییر خواهد کرد و مشاغل دیگری جایگزین آنها خواهد شد.

تحلیل‌گران معتقد هستند که در آینده نزدیک مشاغل جدیدی به لیست مشاغل اضافه خواهد شد که از آن جمله می توان به کشاورزی عمودی و سازنده اجزای بدن اشاره کرد. همانطور که طی چند سال گذشته شاغل جدیدی همچون مشاور رسانه‌های اجتماعی به لیست مشاغل در جهان اضافه شد.

تغییر مشاغل و همچنین تغییر درجه اهمیت آنها باعث خواهد شد تا در سال‌های آینده لیست مشاغل پردرآمد جهان نیز دستخوش تغییراتی شود و بر اساس پیش‌بینی تحلیلگران مشاغل زیر در سال 2030 در زمره پردرآمدترین مشاغل جهان خواهند بود:

  1. معمار دیجیتال
  2. پرستار سالمندان
  3. مشاور سلامتی سالمندان
  4. سازنده اجزای بدن
  5. نانو پزشکی
  6. کشاروز عمودی
  7. مدیریت اطلاعات اضافی
  8. کنترل کننده شرایط جوی
  9. مدیر آواتار
  10. جراحی افزایش حافظه
  11. دلال زمان
  12. مدیر برندینگ شخصی
  13. طراح کودک
  14. بازیابی قدرت
  15. داروساز شخصی

بازدید : 127
شنبه 5 مهر 1399 زمان : 18:03

شرکت های موفق همگی ویژگی های مشترکی دارند که آنها را در رسیدن به هدف یاری میکند اگر شما هم مدیر یک شرکت هستید پیشنهاد میکنیم این 5 ویژگی یک شرکت موفق را بخوانید:


  1. برنامه ریزی و تمرکز:

تجارت خوب نیازمند برنامه ریزی خوب است بدون برنامه ریزی اصولا تجارتی شکل نمی گیرد همچنین برنامه ریزی باید با تمرکز و تفکر همراه باشد برنامه ریزی که جنبه های مختلف یک تجارت را در نظر نگیرد موفق نخواهد بود.

مسائل مالی، بازاریابی، اطلاعات در مورد محصولات و… همگی باید برای برنامه ریزی در نظر گرفته شوند.

همچنین بخوانید: کتاب 33 استراتژی جنگی برای موفقیت

  1. تلاش زیاد و ریسک پذیری:

انگیزه ی کافی برای موفقیت های مالی لازم است چه کارفرما و چه کارمندان برای موفقیت خود باید وقت و انرژی کافی را بگذارند تا به نتیجه برسند.

پس تلاش تا حد زیادی به موفقیت یک شرکت کمک می کند علاوه بر اینها موفقیت یک تجارت به میزان ریسک پذیری آن هم بستگی دارد در این مورد هیچ گاه نباید بدون برنامه ریزی قبلی ریسکی انجام بگیرد بلکه انعطاف پذیری در مقابل ایده های کاری جدید و محک زدن توانایی های یک شرکت برای ایجاد یک تغییر یا اجرای یک ایده ی کاری عوامل مهمی هستند که به موفقیت آن شرکت کمک می کند.


  1. محیط کاری خوب:

هر چقدر که یک محیط کاری فعال و پویا باشد کارمندان با انگیزه تری خواهد داشت علاوه بر اینها محیط کاری جدی و دوستانه تیم کاری موفق تری را تشکیل می دهد و در نهایت توجه به مشتری و خواسته های آن از ویژگی های شرکت های برتر است.


  1. هدف و نگرش:

قطعا هیچ تجارتی بدون داشتن هدف پیش نخواهد رقت دقیقا موفقیت یک کار به میزان هدف آن بستگی دارد هر چقدر که هدف بزرگتر باشد تلاش بیشتری را نیاز دارد و هر چقدر که انگیزه بیشتر باشد تلاش برای این هدف نیز بیشتر خواهد بود.


  1. آموزش و ارزیابی:

یک شرکت خوب همیشه در حال آموزش دادن مهارت ها و تجربیات به کارمندان است چون کارمندان یکسری از مهارت ها را خود به خود و در حین انجام کار یاد می گیرند اما یکسری از تجربیات را کارفرمایان و صاحبان مشاغل در اختیار کارمندان قرار می دهند پس استخدام کارمندان با استعداد بسیار مهم است که پس از اینکه این مهارتها را آموزش دیدند بتوانند به خوبی از آنها استفاده کنند.

بازدید : 279
شنبه 5 مهر 1399 زمان : 18:03

حتما برای شما نیز پیش آمده است که بخواهید کاری را شروع کنید اما به خاطر دلایل مختلف آن را به تعویق بیندازید. به عنوان مثال یکی از دوستان من در حال راه اندازی و طراحی سایت خود بود. چند هفته ای بر روی آن کار کرد، آن را تغییر داد، مواردی را به آن اضافه نمود، اصلاحاتی را در آن انجام داد و در نهایت در بازه زمانی مشخص شده سایت خود را راه اندازی نکرد.

خوب این موضوع اصلا باعث تعجب من نشد. معمولا بروز چنین اتفاقاتی در میان افراد بسیار رایج است. زمانی که در مورد ترس فکر می کنید متوجه می شوید که این موضوع بسیار خسته کننده است. اما به شیوه کلیدی در زندگی ظاهر می شود و می تواند بیشتر جوانب آن را تحت تاثیر خود قرار دهد.

در این مقاله سعی می کنیم چند مورد از مهم ترین عذر و بهانه هایی که می تواند شما را از انجام کار یا رسیدن به اهدافتان باز دارد بیان کنیم. پس همراه ما باشید.


  1. من هنوز آماده نیستم:

این مورد رایج ترین بهانه ای است که برای شروع یا ادامه کار می آوریم. ما در برابر تغییراتی که می تواند زندگیمان را به سمت جلو هدایت کند مقاومت می کنیم. تقریبا هیچ کس در زندگی خود برای برداشتن قدم بعدی احساس آمادگی نمی کند.

در برخی از افراد تمایل به رسیدن به اهداف بسیار بیشتر از رنج و زحمت تغییر است. برای اینکه کاری را آغاز کنید نیاز نیست منتظر آماده شدن خود بمانید.

اگر از درون احساس می کنید تمایل به انجام کاری دارید به آن توجه نمایید. هر چقدر تمایل شما برای انجام کاری بیشتر باشد و بیشتر از قبل بر روی آن اصرار بورزید آماده تر هستید.


  1. به اندازه کافی در انجام این کار خوب نیستم:

بیشتر ماها فکر می کنیم که قدرت و توانایی انجام کاری را نداریم و نمی توانیم آن را به خوبی انجام دهیم. این احساس در ما وجود دارد اما بدین معنا نیست که چنین احساسی حقیقی است.

محققان و دانشمندان بر این باورند که این احساس واقعی است اما حقیقت ندارد. این موضوع بدین معناست که افکار ما می تواند برایمان واقعی به نظر برسد اما لزوما مجبور نیسیتم از افکار خود پیروی کنیم.

به همین خاطر است که کتاب های زیادی در این زمینه نوشته شده و به ما یادآوری می کند که قدرت شخصی مان برای انتخاب عمدی و آگاهانه افکار بسیار زیاد است و می توانیم در مورد افکاری که به ذهنمان خطور می کند تصمیم بگیریم.


بهانه های افراد بازنده و شکست خورده چیست؟

  1. اما من نیاز دارم………

این موضوع نیز در میان افراد رایج است. چنین مواردی نمی تواند مانع واقعی برای رسیدن به اهداف باشد. به عنوان مثال یکی از مشتریان من قصد داشت به لس آنجلس سفر کند اما بر این باور بود که اندام خوبی برای زندگی در این مکان ندارد.

ما هیچ قانونی را در این زمینه نداریم که گفته باشد افرادی با وزن بالا یا پایین نمی توانند به این منطقه سفر کنند.

بعد از بررسی‌های فراوان به این نتیجه رسیدیم که مقاومت این فرد در برابر رویایش برای حضور در صنعت سرگرمی مانع از مهاجرتش می شود. بعد از اینکه متوجه شد برای رفتن به این سفر باید همه چیز را رها کند بلیتی را رزور کرد.


  1. من زمانی اینکار را انجام خواهم داد که……

بیشتر ماها به دنبال زمان و موقعیت جادویی برای شروع کارهای خود در زندگی هستیم.

برای رژیم گرفتن به دنبال شنبه هفته‌ی بعد می گردیم و برای آغاز کسب وکار خود به دنبال موقعیت مناسب هستیم. اما به خاطر داشته باشید چنین موقعیتی هرگز فرا نمی رسد.

من به شما اطمینان می دهم که در زندگی هیچ زمان جادویی برای شروع کارها وجود ندارد.

همه چیز به تصمیم خودِ شما بستگی دارد. اینکه چنین روز جادویی چه زمانی است به شما بستگی خواهد داشت. همین امروز کار خود را شروع کنید.


  1. بله اما……..

هیچ فردی در خانواده، دفتر کار و در میان دوستان خسته کننده تر از افرادی که عذ و بهانه این چنینی می آورند نیست.

ما اخیرا در برنامه های کاری خود گردهمایی را داشتیم که در آن هر فردی چالش خود را بیان می کرد و دیگران پیشنهاداتی را برای رفع مشکل بیان می کردند.

در گروه ما، فردی وجود داشت که همین عذر و بهانه را برای ایده های خود بیان می کرد. او اصلا گوش نمی داد.

این فرد ایده‌های ناب دیگران را نادیده می گرفت و قبل از صحبت کردن آن ها را به سکوت وا می داشت. اگر شما نیز چنین عذر و بهانه هایی داشته باشید نمی توانید در زندگی خود پیشرفت کنید.

همین امروز دست به کار شوید و چنین بهانه‌هایی را برای همیشه کنار بگذارید. منتظر فردا نباشید.

بازدید : 117
شنبه 5 مهر 1399 زمان : 18:02

شاید تا به حال متوجه این موضوع نشده باشید، اما هر روز که وارد محیط کاری خود می‌شوید در واقع وارد یک میدان مبارزۀ دیپلماتیک شده‌اید و در سطوح مختلف با رقبایی روبرو هستید.

در کتاب “33 استراتژی جنگ به قلم رابرت گیرین، این نویسندۀ مطرح آمریکایی به بررسی تاکتیک‌های رهبران بزرگ نظامی می‌پردازد و این استراتژی‌ها را به نحوی ارائه می‌دهد که بتوان از آنها در دنیای مدرن نیز استفاده کرد.

تمام این تکنیک‌ها امتحان خود را پس داده‌اند و مطمئناً می‌توانند در پیشبرد اهداف شما کمک بزرگی به حساب آیند.

به گزارش آلامتو به نقل از Businessinsider ؛ مهم نیست که شما کارمندی باشید که به دنبال پیمودن پله‌های ترقی است، مدیری باشید که بخواهد بیشترین بهره را از تیم کاری خود ببرد یا حتی به دنبال ارتقای کسب و کار خود باشید، در هر صورت این استراتژی‌ها می‌توانند نقشی کلیدی را برای شما بازی کنند.

ما در اینجا خلاصه‌ای از این 33 استراتژی جنگی را برای شما آورده‌ایم:

خود را برای جنگ آماده کنید!

قبل از اینکه بتوانید دشمن خود را مغلوب کنید، لازم است که کنترل خودتان را کاملاً در دست داشته باشید.

  1. با رقبای خود اعلام جنگ کنید.

اکثر افراد برای رسیدن به موفقیت نیت‌های اصلی خود را پنهان کرده و به گونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار با شما متحد هستند. اما شما باید مشخص کنید که رقیب یا دشمن‌تان چه کسی و چه چیزی است. این آگاهی می‌تواند انگیزه‌ای برای ادامه دادن مسیر به شما بدهد.

  1. مبارزه هیچوقت تمام نمی‌شود.

از شکست‌های خود درس بگیرید، اما نگذارید که این شکست‌ها از تلاش شما بکاهد. از پیروزی‌های خود خوشحال باشید، اما نگذارید که این پیروزی‌ها شما را مغرور کند.

  1. آرامش ذهن خود را در هیایوی وقایع از دست ندهید.

چالش‌ها و موانع غیر منتظره ممکن است باعث این شود که شما کنترل خود را از دست بدهید و با عصبانیت یا اضطراب واکنش نشان دهید. اما اینچنین واکنشی فقط مشکلات بیشتری برای خود شما ایجاد خواهد کرد. یاد بگیرید که از تحمیل احساسات خود بر واقعیت پرهیز کنید و مسائل را از بیرون بنگرید. به این ترتیب می‌توانید با یک ذهن آرام به این وقایع پاسخ دهید.

  1. حس ضرورت و اضطراب برای خود ایجاد کنید.

حتی اگر فردی مثبتاندیش، بلند نظر و با اعتماد به نفس هم باشید، اگر چیزی شما را به فعالیت وادار نکند موفق نخواهید شد. برای اهداف خود یک مهلت مشخص بگذارید تا این اهرمی برای پیشروی داشته باشید.

la_bataille_du_pont_d'arcole

نیروهای خود را سامان دهید!

اگر نتوانید یک تیم را به خوبی هدایت کنید، حتی بهترین ایده‌های شما هم هیچوقت به جایی نخواهند رسید و به حقیقت نمی‌پیوندند.

  1. از دامی به نام فکر گروهی بر هذر باشید.

اگر که محوریت همه‌چیز خود شما باشید، تیمتان از شما پیروی نخواهد کرد. اما اینکه در تصمیم‌گیری‌های خود تسلیم فکر گروهی شوید هم می‌تواند به زعم خود خطرناک باشد. بنابراین لازم است دستورات خود را قاطعانه صادر کنید تا بتوانید نزد زیردستان احترام داشته باشید، اما در عین حال به تیم خود نیز بابت موفقیت‌هایشان پاداش دهید.

  1. نیروهای خود را درست تقسیم‌بندی کنید.

از تلاش برای کنترل همۀ جزئیات پرهیز کنید. این موضوع می‌تواند تیم شما را گیج کند و عملکرد آنها را کندتر کند. به جای آن، گروه‌های مستقلی ایجاد کنید که انجام وظایف را خودشان به عهده بگیرند.

  1. نیروهای خود را متحد نگاه دارید.

برای اینکه بتوانید انگیزۀ افراد را حفظ کنید باید بتوانید خواسته‌های شخصی آنها را با خواسته‌های گروهی هم‌راستا کنید. یک هدف ارزشمند مشخص کنید که تمام تیم شما برای رسیدن به آن تلاش کنند.

genghis-khan

در مقابل حملات دشمن از خود دفاع کنید!

این مهم است که بدانید کدام جنگ‌ها ارزش مبارزه را دارند و از کدام جنگ‌ها باید دوری کنید یا حتی از آنها عقب‌نشینی نمایید. به این ترتیب بعد از اینکه دشمن شما خودش را خسته کرد، برای هر ضد حملۀ لازمی آمادگی دارید.

  1. جنگ‌های خود را با دقت انتخاب کنید.

شما همیشه زمان، انرژی و منابع لازم را برای رویارویی مستقیم با دشمنان نخواهید داشت. بنابراین لازم است که هنگام برنامه‌ریزی زمانی طولانی‌مدت را مد نظر قرار دهید.

  1. ورق را برگردانید.

گاهی اوقات بهتر است به رقیب خود اجازه دهید اولین حرکت را انجام دهد. صبر داشته باشید تا آنها از سر بی‌صبری خود یک تصمیم اشتباه بگیرند و سپس حرکت خود را انجام دهید و پیروزی را از آن خود کنید.

  1. یک حضور درخشان و تهدید کننده داشته باشید.

اجازه ندهید رقبا مستقیماً با شما درگیر شوند و تا جای ممکن از مبارزه رو در رو دوری کنید. با اینحال وقتی که یک مبارزه را شروع می‌کنید، درخشان ظاهر شوید.

  1. به دشمن فضا بدهید و در عوض برای خود زمان بخرید.

اگر که یک مهاجم در یک حرکت عجولانه به شما حمله کرد، بهترین حرکت شما خودداری از مبارزه است. درست است که آنها می‌توانند به شما ضرر بزنند، اما خودداری شما می‌تواند عصبانیت رقیب را افزایش دهد و باعث شود او مرتکب اشتباه شود.

george-washington-troops

برنامۀ یک حمله را ترتیب دهید!

گاهی بهترین انتخاب شما این است که با یک برنامه‌ریزی دقیق و یک حملۀ حساب‌شده، دشمن خود را غافلگیر کنید و بر آنها تسلط پیدا کنید.

  1. در یک مبارزه شکست بخورید، ولی در جنگ پیروز شوید.

ناگزیر گاهی رقبا بر شما پیروز می‌شوند. در این مواقع خونسردی خود را حفظ کنید و تمرکز خود را بروی اهداف بزرگ و طولانی‌مدت بگذارید. اجازه دهید دشمنان از پیروزی کوتاه‌مدت خود لذت ببرند.

  1. دشمن خود را بشناسید.

وقت کمتری را صرف بررسی تمام نیروی حریف بکنید و در عوض بیشتر رهبر آنها را مورد مطالعه قرار دهید. مهم است که با توجه به باورهای شخصی خود در مورد این فرد تصمیم نگیرید. به جای دخیل کردن نظرات شخصی، با دقت نحوۀ تفکر و رفتار آنها را زیر نظر داشته باشید.

  1. با حملات سریع و ناگهانی، فرصت مقاومت را از دشمن بگیرید.

برای برنامه‌ریزی یک حمله کامل و بی‌نقص زمان بگذارید و به این طریق دشمن خود را غافلگیر کنید. حتی قبل از اینکه دشمن فرصت واکنش داشته باشد، حمله بعدی خود را نیز آغاز کنید.

  1. مهره‌های مقابل را تحت کنترل خود درآورید.

بهترین روش برای بازی کردن با احساس رقبا این است که شما کسی باشید که نوع رابطه طرفین را تعریف می‌کنید. اگر که فرد مقابل شما به طور واضح خودپسند است، به او این حس را بدهید که کنترل بازی و شما در دست اوست.

  1. جایی را هدف بگیرید که برای حریف مهم است.

هر شخص یا سازمان موفقی یک منبع قدرت دارد. این منبع قدرت می‌تواند پول، محبوبیت یا حتی یک استراتژی موفق باشد که آنها به کار گرفته‌اند. راهی پیدا کنید که بتوانید به این ویژگی حریف خود صدمه بزنید و البته، این کار را با تمام قوای خود انجام دهید.

  1. حریف خود را در جزئیات مغلوب کنید.

وقتی که حریف را به عنوان یک موجود واحد در نظر بگیرید، ترس و تردید بر شما غلبه خواهد کرد. در عوض بهتر است که چالش‌های خود را به بخش‌های کوچکتری تقسیم کنید که راحت‌تر می‌توانید بر آنها فائق آیید.

  1. به نقطه ضعف حریف خود شبیخون بزنید.

با یک رویارویی مستقیم شما می‌توانید حواس حریف خود را پرت کنید و سپس یک حمله ناگهانی به نقطه ضعف آنها داشته باشید. به آنها فرصت فکر کردن را ندهید.

  1. دشمن خود را محاصره کنید.

وقتی که آماده هستید تا حریف خود را مغلوب کنید، فشار را از همه طرف بروی آنها نگه دارید تا مجبور باشند تمام توجه خود را بروی شما بگذارند. این باعث می‌شود که نگرانی آنها هر لحظه بیشتر شود و در نتیجه ضعف بیشتری از خود نشان دهند.

  1. حریف را به سمت ضعف هدایت کنید.

یک دو راهی برای دشمن خود ایجاد کنید: اگر قرار باشد که آنها به حرکت شما واکنشی نشان بدهند، این واکنش می‌تواند برای خود آنها نیز ضرر داشته باشد. به این ترتیب حریف خود را نیز بهتر خواهید شناخت.

  1. در حین پیشروی به پای میز مذاکره بروید.

هیچوقت فراموش نکنید که در یک مذاکره، طرف مقابل شما تمام تلاش خود را می‌کند تا بیشترین منفعت را به دست آورد. او چیزی را می‌خواهد که نمی‌توانسته از طریق رویایی مستقیم به دست آورد. پس قبل و حتی در حین مذاکره، به پیشبرد برنامه‌ها و مبارزۀ خود ادامه دهید تا حریف مجبور شود شرایط شما را بپذیرد.

  1. بدانید که چگونه باید به مسائل خاتمه دهید.

وقتی که درگیر یک جنگ می‌شوید، شهرت شما نیز در خطر است. پس هیچوقت خود را در موقعیتی قرار ندهید که راه فراری از آن نداشته باشید. همچنین وقتی هم که پیروز می‌شوید، رقیب خود را تا آنجایی کوچک نکنید که دشمنی انتقام‌جو برای خود بتراشید. زیرا چنین دشمن با انگیزه‌ای می‌تواند در آینده با قدرتی بسیار بیشتر به سراغ شما بیاید.

از استراتژی‌های غیر متعارف (و کثیف) استفاده کنید!

sun-tzu

گاهی برای غلبه بر یک دشمن قدرتمند لازم است که از روش‌های خلاف عرف هم استفاده نمایید. شاید حتی لازم ببینید که برای به دست آوردن برتری بر دشمن از تاکتیک‌های پر ریسک و بی‌ثبات هم استفاده نمایید.

اما توجه داشته باشید که این استراتژی‌ها می‌توانند به خود شما نیز صدمه بزنند و از اعتبار و شهرت شما بکاهند.

  1. واقعیت و تخیل را به صورت یک پارچه به هم ببافید.

طبق انتظار حریفان خود بازی کنید و به این ترتیب دامی برای آنها پهن نمایید. این کار شما باعث می‌شود که رقبا از بابت شما خاطر جمع باشند و هوشیاری کمتری در مقابل شما داشته باشند. این یعنی خودشان گول خودشان را خورده‌اند و شما فرصتی برای پیروزی خواهید داشت.

  1. کمترین میزان توقع را در نظر رقبای خود ایجاد کنید.

شما می‌توانید هر از چند گاه با کاری دور از انتظار دشمنان خود را غافلگیر کنید. اما توجه داشته باشید که انجام یک کار خارق‌العاده تنها زمانی موثر واقع خواهد شد که آنها توقع کمی از شما داشته باشند. پس سعی کنید خود را در نظر آنها ساده و بی‌آلایش نشان دهید.

  1. از نظر اخلاقی دست بالا را بگیرید.

شما می‌توانید کاری کنید که اهداف حریف در نظر دیگران نادرست و منفی نمایان شود، حتی اگر که اینطور نباشد. به این ترتیب آنها حامیان خود را از دست می‌دهند. البته شما در عین حال باید اهداف خود را با ارزش‌های والا بیامیزید تا عموم به شما اعتماد کرده و در پیشبرد اهدافتان کمک کنند.

  1. دشمنان خود را عقب نگه دارید.

اجازه ندهید دشمن بتواند با تمام قوا درگیرتان کند. برای اینکار لازم است خلاق و غیر قابل پیش‌بینی باشد. این ویژگی شما باعث می‌شود که دشمنان همیشه هراسان و گیج باقی بمانند و ندانند که حرکت بعدی شما چیست.

  1. تظاهر کنید که در جهت نفع دیگران پیش می‌روید، اما برنامه خودتان را پیش ببرید.

یک شبکه از متحدین خود ایجاد کنید و با آنها به خوبی رفتار کنید. اما با زیرکی آنها را در مقام زیر دست نگه دارید و در جهت پیشبرد اهداف خود از آنها استفاده نمایید.

  1. به حریفان خود طناب کافی بدهید تا خود را دار بزنند.

وقتی که با شخصی روبرو هستید که می‌دانید در خفا مشغول برنامه‌ریزی برای نابودی شما است، از حمله به آنها خودداری کنید. به جای این، فقط آنقدری اطلاعات در اختیارشان قرار دهید که باعث ایجاد تخم شک و عدم اطمینان در آنها شوید. بعد از آن به تماشای نابودی آنها به دست خودشان بنشینید.

  1. لقمه‌های کوچک بردارید.

اگر که شما تمام برنامه‌های بزرگ و جاه‌طلبانۀ خود را آشکار کنید، مردم از شما متنفر خواهند شد. از سلسله مراتب شرکت خود یا دنیای تجارت به صورت مداوم بالا بروید، اما جنجال و هیایو به راه نندازید.

  1. به ذهن حریفان خود نفوذ کنید.

اگر می‌خواهید که بر دیگران تاثیر بگذارید، بهترین راه این است که از موعظه یا رفتار بیش از حد شخصی خودداری کنید. در عوض حرف خود را طروی بزنید که مردم خودشان به نتیجه‌گیری شما برسند.

  1. از درون نابود کنید.

اگر که شما در برابر حریفی قرار گرفتید که هیچوقت نمی‌توانید با یک رویارویی مستقیم نابودش کنید، شاید خوب باشد که در قدم اول با آنها از در دوستی وارد شوید. پس از آن می‌توانید مهره‌های کلیدی آنها را به استخدام خود در آورید یا اینکه راه‌هایی برای ایجاد اختلاف در بین اعضای تیم حریف پیدا کنید.

  1. تسلط داشته باشید وقتی در ظاهر تسلیم شده‌اید.

شما نمی‌توانید با خشونت و تندی آدم‌ها را وادار کنید که بیشترین تلاش خود را برایتان بکنند. به جای اینکار لبخند بزنید و با آنها گرم باشید. در همین حین می‌توانید آنها را در مسیری که می‌خواهید هدایت نمایید.

  1. با حرکات خود در میان رقبا ترس و تردید ایجاد کنید.

وقتی که به سمت میدان مبارزه با یک حریف قدر حرکت می‌:نید، بهترین راه این است که یک حرکت را به گونه‌ای بزرگ کنید که دشمنان شما را بترساند و شما را قدرتمندتر از آنچه واقعا هستید نشان دهید.

بازدید : 119
شنبه 5 مهر 1399 زمان : 18:02

شاید شما در حال حاضر، در تکاپو باشید تا کارکنان، منابع و استراتژی‌های خود را برای دستیابی به موفقیت بیشتر در سال جدید با هم هماهنگ کنید، اما من می‌خواهم در این ماه پایانی سال شما را به چالش جدیدی دعوت کنم تا بتوانید در سال جدید بیشترین سود را از آن خود کنید.

به گزارش مجله آلامتو به نقل از forbes؛ من همواره بر اهمیت داشتن یک طرح کسب و کار زنده و پویا تاکید دارم و معتقدم که چنین کسب و کاری، می‌تواند سبب بقای سازمان شود. به نظر من، راه اندازی یک کسب و کار بدون داشتن یک طرح کسب و کار زنده و پویا ، مانند آن است که با یک کشتی بدون قطب نما، و نقشه راه به دریا بروید و انتظار داشته باشید که به مقصد برسید. قطعا هرگز این اتفاق رخ نخواهد داد. پس اولین نکته برای موفقیت در سال جدید این است که بر روی خود تمرکز کنید.

لذا به عنوان اولین گام، بهتر است قبل از انجام هر کاری، به ارزیابی موفقیت‌ها و شکست های خود در سال 1396 بپردازید، و ببینید که چه کاری را باید انجام می‌دادید و چه کاری را بهتر بود که انجام نمی‌دادید. پس از آن، اهدافی را که می‌خواهید در سال 1397 بدان‌ها دست یابید ثبت کنید و لیستی را تهیه نمایید که شامل میزان سود مد نظرتان، جریان نقدی و اهداف کسب و کار باشد و سپس چهار زمینه ذیل را برای اتخاذ یک استراتژی سودآور و دستیابی به موفقیت در سال 1397 در نظر بگیرید:

  1. قیمت های خود را افزایش دهید

(قیمت خود را تا حدی افزایش دهید که به کسی آسیب نرسد!)

بهتر است در همین ابتدای سال، مشتریان خود را به دو دسته A و B تقسیم کنید. مشتریان گروه A-بهترین مشتریان شما هستند و مشتریانی قابل اعتماد می‌باشند که به طور مرتب از شما خرید می‌کنند. از سوی دیگر، مشتریان گروه B، گروه سخت پسندتری هستند و لذا برای متقاعد نمودن آنها برای خرید به تلاش بیشتری نیاز دارید. بنا بر این در سال جدید قیمت‌های مشتریان گروه A- را 1٪ و مشتریان گروه B- را تا 2٪ افزایش دهید. این تاکتیک نه تنها سبب می‌شود که به راحتی جریان نقدی شما افزایش یابد، بلکه بدون هیچ گونه تلاش و صرف منابع و هزینه های اضافی در پایان کار به موفقیت بیشتری دست خواهید یافت و این کار تاثیر منفی نیز بر روی مشتریان شما نخواهد گذاشت.

  1. کارمندان خود را مجددا مورد ارزیابی قرار دهید

یک گام به عقب بردارید و کارایی کارکنان خود را مجددا بررسی کنید. آیا کسی در اعضای تیم شما وجود دارد که ارتباط ضعیف‌تری با بقیه داشته باشد؟ آیا هر فرد در تیم شما مسئولیت خود را به اتمام می‌رساند؟ وقت آن است که با آن دسته ازکارکنان خود که عملکرد خوبی نداشته‌اند برخورد کنید. هر صاحب کسب و کاری به دنبال موفقیت است و اگر آن‌ها در دستیابی به موفقیت در سال 1397، هیچ نقشی ندارند بهتر است کنار گذاشته شوند.

  1. تمرکز بر ساختار ارتباطی

آخرین باری که خودتان شخصا با حسابدار، بانکدار یا نماینده بیمه صحبت کردید، کی بود؟ اطمینان حاصل کنید که همه می‌دانند شما که هستید و چه کاری می‌کنید و چه چیزی برایتان اهمیت دارد. در سالی که پیش رو دارید، توجه خود را به ساخت و یا بازسازی روابط معنی دار با شبکه پشتیبانی خود متمرکز کنید. این افراد باید بدانند که شما که هستید، چرا به آن‌ها اهمیت می‌دهید، و چرا آن‌ها برای شما و کسب و کارتان مهم هستند!

پس از اینکه استراتژی خود را برای موفقیت در سال 1399 ثبت نمودید، سعی کنید اطلاعات به روز را در اختیار کارکنان خود قرار دهید. اطمینان حاصل کنید که آنها از مسیر کسب و کار شما اطلاع دارند و می‌دانند چه نقشی را باید برای موفقیت سازمان ایفا کنند. سال نو به سرعت به پایان می‌رسد پس هم اکنون که در ابتدای سال قرار داریم سعی کنید استراتژی‌های خود را برای موفقیت در سال 1397 تعیین نمایید.

بازدید : 118
شنبه 5 مهر 1399 زمان : 18:01

بازاریابی روش های گوناگونی دارد. آنچه کسب و کار را موفق می کند، فرآیندهای قابل تکرار و مقیاس پذیر است. نگرش مناسب برای جذب توجه مشتری و تبلیغ برند در پدید آوردن یک کمپانی پایدار و سودآور اصل انکارناپذیری است.

به گزارش آلامتو به نقل از مجله پنجره خلاقیت ؛ یازده بازاریاب با استعداد بهترین ترفندها، استراتژی ها و توصیه های خود را برای رشد کسب و کارها با ما به اشتراک گذاشته اند.

11 ترفند بازاریابی از بازاریاب های بزرگ دنیا


1. جیمز ماهون: کشف خواسته های مردم

مشتری دائم شما را متعجب می کنند اما آنها تنها افرادی نیستند که باید در نظر گرفته شوند.

جیمز ماهون، گزارشگر تلویزیون CBS و مشاور بازاریابی پیشنهاد می کند: «به کسانی که مشتریان پایه شما نیستند بی توجهی نکنید. این افراد معمولا بیشترین درس را به شما می دهند.»

کمپانی ها با گسترش محدوده تحقیق در مورد مشتریان معمولا فرصت های جدیدی کشف می کنند.

همچنین بخوانید: جملات بزرگان در مورد بازاریابی

2. پیپ لاجا: بهینه سازی نرخ تبدیل پول

پیپ لاجا، بنیانگذار «ConversionXL»، می گوید فرآیند، از هر تاکتیکی مهم تر است. «اگر فقط بر تاکتیک ها تمرکز دارید، در اشتباهید؛ سعی کنید بر فرآیند بهینه سازی نرخ تبدیل تمرکز کنید. این کار نیاز به تحقیق عمیق و آزمایش های بسیار دارد.»

فرضیه ها و نظریه ها باید دائم مورد چالش قرار بگیرند. لاجا ادامه می دهد: «مهمترین نکته در بهینه سازی نرخ تبدیل پیدا کردن مسائل اصلی است. اگر نمی دانید با تغییر عناصر مختلف در وب سایت تان چه تغییراتی به وجود می آید، وقت خود را تلف کرده اید.»

11 ترفند بازاریابی از بازاریاب های بزرگ دنیا


3. نوح کاگن: تبدیل مخاطبان ایمیلی به مشترکین

نوح کاگن، بنیانگذار SumoMe، می گوید: «با مخاطبان خود مطالب جالب و مرتبط به اشتراک بگذارید تا اعتماد و وفاداری آنها را به دست آورید.»

برای اطمینان از این که مشتریان ایمیل شما را باز خواهند کرد از این پنج عنصر استفاده کنید:

  1. موضوع (subject) قدرتمند
  2. همسو بودن با نیت مشتری
  3. عکس های جذاب
  4. ایجاد فراخوان
  5. بهینه سازی برای موبایل

4. مایک آلتون: فعالیت مثبت و اثرگذار در لینکداین

شبکه های اجتماعی کمی شلوغ شده اند. اگر افرادی را دنبال کنید که محتوای با مفهوم و مفید به اشتراک می گذارند می توانید از دیدن پیام های غیر ضروری جلوگیری کنید.

مایک آلتون، نویسنده سایتی در مورد شبکه های اجتماعی، می گوید: «بهترین توصیه من برای اعضای لینکداین این است که در انتخاب افرادی که دنبال می کنید دقت کنید. در استفاده از این شبکه باید بسیار محتاط باشید.»

در لینکدین، برخلاف فیس بوک، کسانی را دنبال کنید که نمی شناسید تا ارتباطات جدیدی را آغاز کنید. از این طریق هر بار که وارد لینکداین می شوید، به جای دیدن پست های تکراری که احتمالا در فیس بوک دیده اید، یک مبادله اطلاعاتی پر ثمر وجود خواهد داشت که همیشه برای دیدن آن اشتیاق خواهید داشت.

11 ترفند بازاریابی از بازاریاب های بزرگ دنیا


5. برایان آیزنبرگ: اهمیت روابط با افراد تاثیرگذار

بازاریاب های باهوش، به جای تلف کرن ساعت ها و روزها برای جذب مخاطب، از نفوذ و قدرت دیگران به نفع خود بهره می برند.

افراد تاثیرگذاری در شبکه های اجتماعی هستند که نیم میلیون فالوئر و 200 هزار دنبال کنند ه در Pinterest دارند و سال هاست که به جمع آوری طرفدار می پردازند.

آنها تمام دشواری های جذب مخاطب را انجام داده اند و تنها کاری که شما باید بکنید، برقراری ارتباط با این نوع افرباد یا شرکت هاست اما به یاد داشته باشید این گونه بازاریابی (Influencer Marketing) یک معامله تراکنشی نیست بلکه رابطه ادامه دار است.

برایان آیزنبرگ نویسنده و بنیانگذار و مدیر بازاریابی IdealSport می گوید: «اگر به چنین بازاریابی علاقه دارید، باید وقت کافی برای شناختن این افراد و اهداف شان بگذارید.»


6. دارمش شا: بازاریابی درون سو (Inbound Marketing) نیاز به محتوا

برندها در همه جای دنیا به محتوا علاقمند هستند و این علاقه، علاقه ای کاملا منطقی است. کسب و کارهایی که به دنبال فروش محصولات و خدمات خود هستند پول های زیادی را برای تبلیغاتی خرج می کنند که هرگز دیده نمی شود. در واقع باید کسب و کارها بودجه بازاریابی خود را هوشمندانه مدیریت کنند.

دارمش شا، مدیر بازاریابی HubSpot و بنیانگذار Inbounding می گوید: «اولین کاری که باید انجام شود ایجاد محتوا در روزهای ابتدایی شروع کسب و کار است.»

دارمش شا به این دو دلیل محتوا را در رأس اولویت ها قرار می دهد: اول، بازاریابی فقط به معنای پیدا کردن مشتری برای محصولی که تولید کرده اید نیست. در واقع اطلاع داشتن در مورد بازار کارتان نیز بسیار مهم است. دوم، بازاریابی درون سو زمان بر است و نیاز به سرمایه گذاری بلندمدت دارد؛ بنابراین هر چه شما زودتر شروع کنید، برای تان بهتر خواهد بود.


7. الکس اتینگر: تمرکز تبلیغات بومی بیش از فروش روی تعهد به مشتری است

طبق پیش بینی eMarketer هزینه تبلیغات بومی آمریکا از 3.2 میلیارد در سال 2014 به 8.8 میلیارد دلار در 2018 خواهد رسید.

الکس اتینگر مدیر تبلیغات شرکت ContentClick پیشنهاد می کند: «دست از خودخواهی بردارید و اعتماد مشتری را جلب کنید تا به شما متعهد شود. بسیاری از برندها بیش از حد بر چیزهایی متمرکز می شوند که می خواهند عرضه کنند (کوپن، پیشنهادهای ویژه و …) و این مسئله آنها را از درگیری و ارتباط دو طرفه با مشتریان دور می کند.»

11 ترفند بازاریابی از بازاریاب های بزرگ دنیا


8. آرجن دِو آرورا: ایجاد هدف جدید، تقسیم بندی و سنجش

آرجن دِو آرورا، رئیس شرکت Retargeter و بنیانگذار Immediately می گوید: «برندها باید تبلیغات شان را بخش بندی و هدف گذاری کنند. راز موفقیت در این کار ایجاد چند کمپین بر اساس قسمت های منحصر به فرد وب سایت های این برندهاست.»

هر مشتری مسیر خرید متفاوتی را طی می کند. در تبلیغات از ایده بازاریابی جامع دوری کنید و سعی کنید تبلیغات متفاوت و مبتکرانه ای داشته باشید.


9. موری نیولندز: با نشریه های همفکر مشارکت کنید

نکته ای که در مورد عصر دیجیتال دوست دارم، در دسترس بودن دانش حرفه ای است. اگر بخواهم چیزی از ریچارد براتسون بیاموزم، ستون او را در مجله آنترپرونر می خوانم. بسیاری از متخصصان به این نشریه ها کمک می کنند و از این راه در مقابل مخاطبان شان قرار می گیرند.

موری نیولندز، بنیانگذار سایت due.com، در مورد تهیه محتوای مدیریت پیشنهاد می کند: «نشریه هایی که بازار شما را تحت تاثیر قرار می دهند، پیدا کنید و با آنها همکاری کنید. با ایده های بزرگ و محتوای مناسب، خود را به عنوان یک مدیر معرفی کنید. در مورد تمام صنعت کاری تان مقاله بنویسید نه فقط در مورد علاقه مندی های خودتان.


10. الکس دبلوف: استفاده از ویدئوهای کنشگرایانه

الک سدبلوف، مدیر بخش تبلیغات ویدئویی شرکت Virool، به کارآفرینان می گوید: «ویدئو را به عنوان قسمتی از فرآیند انگیزشی ببینید نه بر اساس بازخوردی که دریافت می کند. هنگامی که مخاطبان درست خود را بیابید، آنها به نفع شما عمل خواهند کرد و ویدئوها بیشتر و بیشتر به جریان می افتند.»

دبلوف در مورد استراتژیک بودن ارسال ویدئوها می گوید: «ما معمولا به مشتریانمان می گوییم که قبل از توزیع گسترده ویدئو، آن را میان مخاطبان نزدیکتر خود به آزمایش بگذارند. برای مثال، سه کلیپ ویدئویی کوتاه در اینستاگرام ارسال کنید و ببینید کدام یک بیشترین لایک را می گیرند. این راهی بی دردسر و ارزان است که شما را قادر می سازد ویدئوهای خود را بهینه سازی کنید.»

11 ترفند بازاریابی از بازاریاب های بزرگ دنیا


11. جورجیانا لودی: در وبینارها (سمینارهای اینترنتی) همه جانبه بودن را مد نظر قرار دهید

جورجیانا لودی معاون بازاریابی شرکت Unbounce می گوید هر مورد کوچکی نیاز به تفکر استراتژیک دارد. مسئله این نیست که خود سمینار کم اهمیت است (البته که نیست)، بلکه مسئله این است که در اغلب موارد فرصت های ناشی از این سمینارها دست کم گرفته می شود.»

شرکت کنندگان نه تنها تخصص و اعتبارشان را به همراه می آورند بلکه در حالت ایده آل مخاطبان جدیدی نیز برای شما خواهند یافت. دعوت های ایمیلی شما باید مردم را به ثبت نام ترغیب کند، حتی اگر نتوانند در خود سمینار حضور داشته باشند. صفحه ثبت نام شما نباید صفحه ای پیچیده و دشوار باشد و دکمه های به اشتراک گذاری شبکه های اجتماعی پس از انجام ثبت نام برای آنها نمایش داده شود.

بازدید : 143
شنبه 5 مهر 1399 زمان : 18:01

این یک خیال واهی است که چیزی را بخواهید و نتوانید هیچگونه فداکاری در راهش بکنید. خیلی از افراد خواهان ثروت هستند اما برای رسیدن به آن، راهی بی فایده را در پیش می‌گیرند.

به گزارش آلامتو به نقل از lifehack؛ خوب است پیش از آغاز سفرتان به‌سوی پولدار شدن، درمورد موفقیت افراد ثروتمند مطالعه کنید. نه تنها در پولدارشدن به شما کمک می‌کند بلکه برای پولدار ماندن هم توصیه‌های خوبی دارد. از این اشتباهات رایج که به فرصت‌های پولدارشدن‌تان لطمه می‌زند اجتناب کنید:


  1. پولدارها تلاش نمی‌کنند

اگر قرار است فکر کنید، بزرگ فکر کنید. – دونالد ترامپ

موفقیت، نیازمند تلاش و سخت‌کوشی فراوان است. خیلی از مردم به سختی کار می‌کنند نه برای این‌که پولدار شوند، بلکه صرفا برای پرداخت هزینه‌ها. تماما به طرز فکر ما درباره ثروت بستگی دارد چون می‌تواند تاثیری مستقیم روی میزان درآمدمان داشته باشد. به‌جای این‌که صرفا روی کارکردن متمرکز شوید، باید شروع کنید به ثروتمند شدن. کار کردن باید برای‌تان یک هدف باشد نه فقط وسیله‌ای برای گذران زندگی.


  1. پولدارها، به پولدار شدن‌شان ایمان نداشتند

من همیشه می‌دانستم که قرار است ثروتمند شوم. فکر نمی‌کنم هرگز حتی یک لحظه هم شک کرده باشم. – وارن بافِت

خیلی از مردم، ثروتمندن شدن را از ته دل دوست دارند و می‌پرستند اما نمی‌توانند تصور کنند که خودشان هم یکی از ثروتمندان باشند. آنها فکر می‌کنند یک پولدار، حتما باید کلاهبرداری یا خلافی کرده باشد که به ثروت رسیده باشد. آنها ترجیح می‌دهند به پولدارها حسادت کنند و این و آن را بابت ناتوانی‌شان در ثروتمند شدن، سرزنش نمایند.

تمام پولدارها، پول را به‌عنوان چیزی می‌بینند که حق‌شان است داشته باشند. شما مجبورید تفکر مثبت را درخود پرورش دهید تا مطمئن شوید که به ثروت دست می‌یابید. این فکر اشتباه را نکنید که ثروت متعلق به تعداد کمی از افراد است و شما نمی‌توانید جزوشان باشید.

همچنین بخوانید: چرا من پولدار نیستم؟

  1. پولدارها، به ندای درون‌شان اعتماد نمی‌کنند

موفقیت success,آموزش پولدار شدن

این‌کار را بکن، دست به‌کار شو! – ریچارد برانسون

اگر می‌خواهید ثروتمند شوید باید دست از اهمیت دادن به این که دیگران درباره شما چه می‌گویند بردارید. نباید خودتان را دست کم بگیرید یا ببینید صرفا با منابعی که در اختیار دارید چه می‌توانید بکنید.

پولدار شدن، یک سِیر پرتکاپوست که فقط توسط شما انجام می‌شود. و شما باید به شم و سرشت‌تان اجازه دهید زمان‌های خاصی برای تصمیم‌گیری‌های هوشمندانه هدایت‌تان کنند.


  1. پولدارها امروز و فردا می‌کنند

درحالی‌که بیشترمردم منتظرند قرعه به نامش بیفتد و برای نیکبختی دعا می‌کنند، افراد شگفت‌انگیز، درحال حل مشکلات هستند. – استیو سیبولد

خیلی از افراد درست وقتی که لازم است دست به عمل بزنند، ترجیح می‌دهند منتظر بمانند. خیلی‌ها منتظر رسیدن زمان مناسب، سرمایه مناسب، یا فرصتی بهتر هستند پیش از آن‌که دست به کار شوند. شما نمی‌توانید منتظر موفقیت بمانید، باید به‌دنبالش بروید تا با آن مواجه شوید.

هیچ‌کس قرار نیست مشکلات شما را حل کند غیر از خود شما. تعلل کردن، دزد زمان است و انتظار، شما را از رسیدن به چیزی که واقعا می‌خواهید و کسی که می‌توانید باشید، باز خواهد داشت. شما نمی‌توانید پیگیری و جستجوی‌تان برای ثروت را ترک کنید و به‌دنبال احتمالات بروید یا به عوامل بیرونی اجازه دهید تعیین کنند چه کسی باشید.


  1. پولدارها رابطه وحشتناکی با پول دارند

مهم نیست چقدر پول در می‌آورید، اما مهم است که چقدر پول نگه‌می‌دارید، چقدر برای‌تان سود دارد، و برای چند نسل نگهش می‌دارید. – رابرت کیوساکی

برای موفقیت باید با پول همان‌جوری رفتار کنید که یک عاشق حسود و با غیرت با معشوقش رفتار می‌کند. شما باید رابطه خود را با پول بهتر کنید تا پولدار شوید. داشتن یک رابطه درست با پول، یعنی مسئول و محترم باشید و با پول، کارهای افتخارآمیز انجام دهید. یاد بگیرید که پول را وسیله‌ای برای رسیدن به چیزی ببینید که می‌خواهید.

زمانی که شروع به نگاه کردن به پول به‌عنوان یک آزادیبخش می‌کنید و نه یک خبیث لازم، خواهید توانست به یک آسودگی خیال مالی برسید و فرصت‌های بیشتری را جذب کنید.

بازدید : 115
شنبه 5 مهر 1399 زمان : 18:00

همه کسانیکه توانسته‌‌اند به موفقیت‌های چشمگیر کاری دست پیدا کنند، به این نتیجه رسیده‌اند که باید ساعات اولیه روزشان را وقف فعالیت‌هایی کنند که برای خودشان بالاترین درجه اولویت را دارد چون بلافاصله با شروع روز درگیر اولویت‌های دیگران خواهند شد.

به گزارش آلامتو به نقل از مردمان؛ علم از این استرتژی حمایت می‌کند. در آخرین دستاورد پروفسور روی باوم‌مایستر (Roy Baumeister)، استاد دانشگاه فلوریدا، می‌بینیم که اراده مثل عضله‌ای است که اگر زیاد مورد استفاده قرار گیرد دچار خستگی می‌شود.

به همان اندازه که افراد هنگام عصر احتمال بیشتری برای شکستن رژیم های غذایی خود دارند، کنترل نفس و ضعف تصمیم‌گیری هم در آخر روز ضعیف‌تر می‌شود. از طرف دیگر، صبح‌های زود قدرت اراده بالاتر بوده، افراد خوش‌‌بین‌تر بوده و برای مقابله با کارهای چالش‌انگیز آمادگی بیشتری دارند.

دوست دارید بدانید که کارفرمایان و مدیران بزرگ درست بعد از بیدار شدن از خواب چه می‌کنند؟ در زیر به 12 مورد از فعالیتهای صبحگاهی آنها اشاره می‌کنیم.


1. صبح زود بیدار می‌شوند.

افراد موفق می‌دانند که زمان یکی از باارزش‌ترین دارایی‌های انسان است. و بااینکه بیشتر وقت آنها وقتی به سر کار می‌رسند، با تلفن‌ها، میتینگ‌ها و بحران‌های ناگهانی سپری می‌شود، ساعت‌های ابتدای روز دیگر تحت کنترل خودشان است. به همین دلیل است که خیلی از آنها قبل از طلوع خورشید بیدار می‌شوند و تا می‌توانند این زمانی که در کنترل خودشان است را طولانی‌تر می‌کنند.

در تحقیقی که روی 20 مدیر انجام گرفت، 90 درصد از آنها عنوان کردند که قبل از 6 صبح از خواب بیدار می‌شوند. بعنوان مثال، ایندرا نویی مدیر PepsiCo صبح‌ها ساعت 4 از خواب بیدار می‌شود و هیچوقت دیرتر از ساعت 7 صبح سر کار نمی‌رسد.

نکته مهم اینکه آنهایی می‌‌توانند روزهای کارامدتری داشته باشند که زودتر بیدار ‌شوند.


2. قبل از اینکه برنامه کاری روزانه به سراغشان بیاید، ورزش می‌کنند.

مهمترین فعالیت صبحگاهی افراد قدرتمند ورزش است، چه ورزش کردن در خانه و چه رفتن به باشگاه ورزشی. اورسلا برنز، مدیرعامل Xerox، یک ورزش یک ساعته برای خود تنظیم می‌کند که ساعت 6 صبح شروع می‌شود. از طرف دیگر استیو مورفی مدیرعامل Christies از صبح‌های خود برای تمرینات یوگا استفاده می‌کند.

باید بدانید که این افراد، افرادی بسیار پرمشغله هستند، پس اگر برای ورزش کردن وقت می‌گذارند به این معنی است که خیلی مهم است.

جدا از اینکه ورزش کردن در صبح باعث می‌شود عصرها برای این کار وقت کم نیاورید، یک ورزش صبحگاهی به کاهش استرس روز هم کمک کرده، با تاثیر رژیم‌های غذایی پرکالری و چربی مقابله کرده و کیفیت خواب را هم تقویت می‌کند.


3. روی یک پروژه کاری بسیار مهم کار می‌کنند.

ساعات آرام صبح زمانی ایدآل برای تمرکز بر روی پروژه‌های مهم کاری هستند، بدون اینکه کسی حواسشان را پرت کند. گذراندن این وقت در ابتدای روز باعث می‌شود قبل از اینکه دیگران (بچه‌ها، کارمندان یا رئیس) توجه و تمرکزتان را برهم بزنند، با تمرکز حواس بیشتر کار کنید.

دبی مویسیچین، که استراتژیست تجاری است و در روز باید با میتینگ‌ها و تماس‌های پشت سر هم دست و پنجه نرم کند، می‌گوید با این وضعیت قادر نبوده است هیچ کار مفیدی را پیش ببرد و به همین دلیل صبح‌های زود خود را برای رسیدگی به پروژه‌های خود اختصاص داده است و هر روز خود را روی یک پروژه مهم می‌گذراند.


4. روی یک پروژه شخصی مهم کار می‌کنند.

وقتی کل روز مجبور باشید در جلسات مختلف کاری شرکت کنید و شب که به خانه می‌آیید با وجود خستگی و گرسنگی تازه باید ببینید که برای شام باید چه کنید، نوشتن رمان یا انجام یک کار هنری خیلی دور از ذهن به نظر می‌رسد.

به همین دلیل است که بسیاری از افراد موفق، ساعات ابتدایی روز خود را برای کار کردن روی پروژه‌های شخصی خود، کارهایی که دوست دارند و از انجام آن لذت می‌برند، استفاده می‌کنند.

شارلوت واکر، معلم تاریخ، می‌گوید که ساعات بین 6 تا 9 صبح خود را روی نوشتن کتابی درمورد سیاست‌های مذهبی غرب افریقا می‌گذراند. قبل از اینکه با مسئولیت‌های تدریس روزانه مشغول شود، فرصت دارد که مقالات مختلف را مطالعه کرده و چندین صفحه به کتاب خود اضافه کند.


5. اوقاتی خوب را با خانواده‌شان می‌گذرانند.

خیلی‌ها ممکن است شام را از برنامه غذاییشان حذف کرده باشند و به همین دلیل افراد موفق از صبح‌ها برای وقت گذراندن با خانواده، چه با خواندن داستان برای فرزندانشان باشد یا کمک به درست کردن یک صبحانه عالی، می‌گذرانند.

جودی روزنتال، برنامه‌ریز مالی در نیویورک، صبح‌ها بهترین وقتی است که با دخترش می‌گذراند. در این زمان به او کمک می‌کند لباسش را بپوشد، تختش را مرتب کند، و خیلی وقت‌ها هم با هم نقاشی می‌کشند. بعد با هم صبحانه را آماده کرده و می‌نشینند و موقع خوردن صبحانه با هم گپ می‌زنند. برای او این 45 دقیقه صبحگاهی ارزشمندترین ساعات روز هستند.


6. با همسرشان ارتباط برقرار می‌کنند.

افراد موفق بخاطر اینکه شب‌ها بخاطر مشغله آن روز حسابی خسته هستند و وقت زیادی هم باید صرف آماده‌سازی شام و دیدن تلویزیون کنند، ارتباط با همسرانشان را برای صبح می‌گذارند.

چه چیزی بهتر از یک رابطه‌جنسی بعد از بیدار شدن می‌تواند به شما برای کل روز انرژی دهد؟ از این گذشته، داشتن ارتباط جنسی منظم شما را باهوش‌تر کرده، درآمدتان را بالاتر برده و کالری‌سوزی هم می‌کند.

خیلی از افراد موفق حتی اگر ارتباط جنسی هم با همسرشان برقرار نکنند، صبح‌ها برای حرف زدن با آنها وقت می‌گذارند. بعنوان مثال، مدیرعامل BlackRock هر روز صبح با همسرش به پیاده‌روی رفته و از این زمان برای صحبت کردن با هم درمورد زندگی، مسائل مالی، امور خانه و برنامه‌های هفته پیش رو استفاده می‌‌کنند.


7. قرار ملاقات‌هایشان را برای صبحانه تنظیم می‌کنند.

مخصوصاً اگر بخواهید شام را به خانه برگردید، صبح‌ها وقتی عالی برای وقت ملاقات است. علاوه‌براین، گذاشتن این قرار ملاقات‌ها برای صبحانه بسیار بهتر از ناهارهای پرمشغله است.

کریستوفر کالوین، وکیل پایه یک نیویورکی، چهارشنبه‌های خود را به این مسئله اختصاص داده است و روزهای دیگر به پیاده‌روی می‌رود.


8. برای پاک کردن ذهنشان مدیتیشن می‌کنند.

آدم‌های موفق همان‌قدر که از خودشان انتظار دارند از دیگران هم انتظار دارند. به همین دلیل قطع ارتباط با برنامه کاری روزانه‌شان و آرام کردن ذهنشان کار بسیار سختی است. آنها قبل از اینکه از خانه بیرون بروند، خودشان را وقف یک تمرین معنوی مثل مدیتیشن یا نماز می‌کنند تا بتوانند خودشان را برای مشغله‌های آن روز متمرکز کنند.

مانیشا تاکور، مدیر شرکت MoneyZen wealth Management، برای پاک کردن ذهن خود از مدیتیشن استفاده می‌کند. او دو جلسه 20 دقیقه‌ای در روز را صرف اینکار می‌کند، یکی قبل از صبحانه و دیگری شب‌ها قبل از خواب. او در این تمرین بر روی تنفس خود تمرکز کرده و شعاری را در ذهن خود تکرار می‌کند.


9. چیزهایی که بخاطر آن شکرگزار هستند را یادداشت می‌کنند.

ابراز قدرشناسی یک راه خوب دیگر برای متمرکز کردن خودتان و ایجاد دیدگاهی عالی برای خود قبل از رفتن به محل‌کار است. نوشتن آدم‌ها، مکان‌ها و فرصت‌هایی که برای آن شکرگزار هستید، فقط چند دقیقه از وقتتان را می‌گیرد اما تغییری فوق‌العاده در رویکرد شما نسبت به زندگی ایجاد می‌کند.

وندی کای، دکتر داروشناس، می‌گوید که زمانی از صبح‌های خود را صرف ابراز قدرشناسی، درخواست راهنمایی و الهام‌ گرفتن می‌کند. بعد وقتی سر کار می‌رسد، دیدی شفاف پیدا کرده است.


10. برنامه‌ریزی روزانه‌شان را انجام می‌دهند.

برنامه‌ریزی از قبل برای روز، هفته یا ماه ابزار مدیریت زمانی بسیار عالی است که باعث می‌شود روال امور از دستتان خارج نشود.

استفاده از صبح‌ها برای فکر کردن از بالا به زندگیتان به شما کمک می‌کند بتوانید اولویت‌بندی‌تان را راحت‌تر انجام داده و خط سیر زندگیتان را مشخص کنید.

کریستین گالیب، مدیر بانک هر روز ساعت 5 صبح از خواب بیدار می‌شود. در روزهای هفته اول ورزش می‌کند، کمی کتاب می‌خواند و بعد قبل از درست کردن صبحانه کارهای آن روزش را مرور می‌کند. او می‌گوید این برنامه‌ریزی صبحگاهی باعث می‌شود کنترل بهتری روی روز خود داشته باشد.


11. ایمیل‌هایشان را چک می‌کنند.

بااینکه متخصصین مدیریت زمان اعتقاد دارند تا می‌توانید باید چک کردن ایمیل را کنار بگذارید، اما خیلی از افراد موفق روزشان را با چک کردن ایمیل‌هایشان شروع می‌کنند.

خیلی سریع صندوق ایمیل‌های رسیده‌شان را نگاه می‌کنند تا ببینند ایمیل مهمی دریافت کرده‌اند که نیاز به پاسخ فوری داشته باشد یا خیر و ایمیل‌های مهمی که نیاز به باز بودن فکر دارد را در آن زمان می‌فرستند.

بعنوان مثال، گرتچن رابین، نویسنده کتاب “The Happiness Project”، هر روز ساعت 6 از خواب بیدار می‌شود، درحالیکه خانواده‌اش ساعت 7 از خواب بیدار می‌شوند. او از این یک ساعت برای چک کردن ایمیل‌هایش، برنامه‌ریزی برای آن روز و خواندن روزنامه و سایت‌های خبری استفاده می‌کند. انجام این کارها در ساعات ابتدای روز به او امکان می‌دهد بهتر تمرکز کند و بتواند بهتر از پس کارهای سخت‌تر آن روز برآید.


12. اخبار روز را می‌خوانند.

افراد موفق، چه از طریق خواندن روزنامه باشد و چه چک کردن وبلاگ‌ها و سایت‌های خبری، عادت دارند قبل از صبحانه از اخبار روز مطلع شوند.

بعنوان مثال، ریاست کمپانی GE، جف ایملت، روزش را با کمی دویدن شروع کرده و بعد کمی روزنامه خوانده و VNBC تماشا می‌کند. دیوید راشف رئیس Virgin America هم از صبح‌های خود برای گوش دادن به خبر ورزشی و خواندن روزنامه استفاده می‌کند.

این باعث می‌شود که وقتی سر کار رسیدند، خیلی خوب از اتفاقاتی که در جهان می‌گذرد مطلع باشند.

تعداد صفحات : 2

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 54
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 11
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 4
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 28
  • بازدید ماه : 36
  • بازدید سال : 110
  • بازدید کلی : 14470
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی